تبليغاتX
مولای عشق

مولای عشق

امام زمان مولای عشق است

ما و روز هاي آخر سال!

 

خب٬ بالاخره برف و سرما و باد و بارون دست از سر این شهر برداشت و هوا آفتابی و قشنگ و بهاری شد. بالاخره کسلی من هم تموم شد و این روزهای باقیمونده از سال حال و هوای عید و نوروز سراغم اومد. خیلی بد می شد اگر همونجوری می موندم و عید می اومد. اون موقع یک سال تموم حسرت می خوردم و تا سال دیگه که روزهای آخر اسفند بیاد و من بتونم ازش لذت ببرم٬ همینجوری دلم می سوخت.

 بالاخره امسال موفق شدیم بریم خرید عید. اونهم چه خریدی.  رفتیم یکی از این بازارچه های گل و گیاه و انقدر بهمون خوش گذشت که نگو. من از دیدن اونهمه گل و درخت و گلدونهای خوشگل حسابی ذوق زده شده بودم و اصلا نمی تونستم تصمیم بگیرم که چی بخرم. بالاخره تصمیم گرفتیم که فعلا چند تا گلدون بگیریم و اگر دیدیم گلدون نگهدار هستیم و از پس نگهداریش برمیایم٬ بعدا بازهم بیایم و چیزهای دیگه بگیریم. دوتا باکس گل همیشه بهار برای توی تراس گرفتیم. یک گلدونی شمعدونی برای ارضای حس نوستالژی و زنده کردن یاد خونه مامان بزرگ! و سه تا هم گلدون خیلی خیلی خوشگل سنبل برای هفت سین خودمون. نمی دونین خریدن همین چندتا گلدون چقدر باعث تغییر روحیه و شاد شدنمون شد. اگر شما هم مثل من کسل و افسرده این و حوصله عید و نوروز ندارین و مثل سالهای دیگه برای اومدن بهار شاد نیستین٬ حتما یک سری به یکی از این بازارهای گل و گیاه بزنین. خیلی مفیده. با خریدن چند تا گل و گلدون هم خودتون رو از کسلی در میارین و هم خونه تون خوشگل و بهاری می شه. از دیروز تا حالا انقدر خونه ما بوی سنبل گرفته و با همون چندتا گلدون٬ قشنگ و با نشاط شده که واقعا آدم نمی تونه افسرده باشه و ذوق نکنه.

به نظر من آدم برای عید٬ باید همین جور چیزها رو بخره. یک چیزهایی که به بهار و عید مربوط باشه و باعث بشه خونه و محل زندگی آدم٬ مثل طبیعت سرسبز و بهاری بشه. اصلا نمی فهمم٬ مردم چه اصراری دارن که توی این ترافیک و شلوغی٬ با اینهمه کار و خونه تکونی٬ بلند می شن می رن توی خیابون و بازار و مغازه که مثلا برای عید  کفش و لباس نو بخرن! حتما هم اصرار دارن که همه رو توی همین چند روز و تا قبل از سال تحویل بخرن. بابا آخه مگه بعد از سال تحویل قحطی میاد؟ مگه نمی شه بعدا این چیزها رو خرید؟ یه زمانی که مردم سالی یک بار برای خودشون و بچه هاشون لباس می خریدن٬ اون یکبار رو می ذاشتن برای شب عید که توی دید و بازدید عید٬ نو نوار باشن و مجبور نباشن لباس های یک سال پوشیده رو تنشون کنن. اما حالا که ماشاالله به برکت وجود اینهمه مارک و مدهای متنوع همه مردم اگر نه هر ماه٬ لااقل هرفصل٬ چند دست لباس نو و جدید می خرن٬ خوب چه اصراریه که باز هم برای لحظه تحویل سال خودشون رو به آب و آتیش بزنن و هجوم بیارن به مغازه ها و بانکها و بازارها؟! دید و بازدید هم که خدا رو شکر ور افتاده و مردم همه یا با خاله و عمو و دائی٬ قهرن و قطع رابطه کردن٬ یا فامیلها یکی درمیون ولایات خارجه تشریف دارن و نمی شه رفت دیدشون. بیشتر مردم هم که ترجیح میدن از تعطیلی شون استفاده کنن و برن مسافرت و گشت و گذار. یعنی نمی تونن برای مسافرت یا احیانا همون دوتا مهمونی٬ خدای نکرده همون چیزی رو که تا دیروز می پوشیدن بپوشن؟! خب آخه آدمهای عاقل٬ این چه کاریه؟!!همون مغازه دارهایی که از فردای سال تحویل٬ التماس می کنن یکی بره توی مغازه شون٬ توی این روزها وقت سرخاروندن هم ندارن و حتی جواب درست و حسابی هم به آدم نمی دن و همون جنسهایی که تا دیروز روی دستشون باد کرده بود و از فردای عید هم مجبورن حراجش کنن رو٬ امروز به قیمت خون باباشون به آدم می ندازن و تازه صد تا منت هم سر آدم میذارن! من که سر از کار این آدمها درنیاوردم والله!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 11:59  توسط یه منتظر یه چشم به راه  |